تبلیغات
ترس و وحشت - احظار روح و بقاى روح پس از مرگ
یکشنبه 24 آبان 1388

احظار روح و بقاى روح پس از مرگ

   نوشته شده توسط: ashkan amin    

حیات پس از مرگ همیشه مورد بحث بى دینان و خداگرایان بوده است.خداگرایان، جلسات احظار ارواح  و حقایق مسلمى كه ارواح در مورد زندگى خود قبل از مرگ

افشا مى كنند را دلیل بر وجود روح و سپس خدا مى دانند. گرچه جلسات احظار روح در بیشتر موارد كلاهبردارى و شیادى است،اما شواهد غیر قابل

انكارى وجود دارد كه دال بر صحیح و معتبر بودن بعضىآزمایشات است(البته در آزمایشات  معتبر،ارواح فقط در مورد زندگى گذشته ى خود اطلاعات مى دهند،نه در مورد زندگى حال

خود) در این مقاله ابتدا سخنی از "ویل دورانت" در مورد كلاهبردارى و شیادى در این جلسات، مطلبى از "مترلینگ"در توضیح سخنان درست ارواح در مورد زندگى گذشته شان،

و در آخر بحثى منطقی از "برتراند راسل"در موردعدم امكان وجود روح مى آورم. امیدوارم در روشن شدن مبحث كمكى كرده باشم.

1 -در كتاب "لذات فلسفه"اثر  "ویل دورانت" مى خوانیم:

"هرى هودینى(دانشمند آ مریكائى)در 1926 ادعا كرد تمام پدیده هاى مقرر احظار  ارواح را مى تواند دوباره از صندوق شعبده ى خود بیرون آورده و اجرا كند.

او به شهرهاى مختلف سفر كرد و در روی صحنه ها نام و نشان صد ها مدیوم یا  میانجى را باز گفت و همه ى آ نها را به كلاهبردارى عمدى متهم كرد و از آنها

خواست كه اگر این اتهام تهمت و افترا باشد،در دادگاه ها بر ضد او اقامه ى دعوى كنند.ولى هیچ یك از آنها او را تعقیب نكرد.

او براى كسى كه با شرایط و اصول علمىاحظار ارواح را ثابت كند ده هزار دلار جایزه مقرر كرد ولى هیچ كس نتوانست چنین ادعائى كند.

(چندین مورد تاریخى دیگر هم در كتاب ذكر شده است)

2 - در كتاب "مرگ" اثر "موریس مترلینگ" می خوانیم:

"... و نظریه ى جدیدى را پیش پاى ما مى گذارد كه به كلى عقیده ى ما را راجع به مرگ عوض مى نماید.

در سطور بعد خواهیم دید كه چرا نباید براى فهمیدن سرنوشت پس از مرگ خویش، مدت زیادى به مسئله ى ظهور ارواح-هر چند كه حقیقى و علمىجلوه كنند-توجه

نمائیم. نظریه ى علمى جدید مى گوید كه آنچه به نظرمان ظهور ارواح مى رسد عبارتست

از تظاهر یك حالت ناپایدار و مجزا و موقتى وجدان. به علاوه اگر بخواهیم ظهور ارواح را به قرارى كه شنیده ایم و فكر مى كنیم،

قبول نمائیم،باید بدانیم كه ظهور مزبور فقط دلیل بر این است كه انعكاسى از وجود  خود ما ،مثلا یك ارتعاش عصبى باقیمانده،یا یك شاخه از هیجانات سركوب شده،

یا یك شبح مبهم از وجدان و یك تصویر سیال و بی شكل ، یا به اصطلاح دقیق تر یك قطعه از حافظه ى متلاشی شده و دور افتاده ى ما می تواند بعد از مرگمان تا مدتى

باقى بماند و در خلا - یعنى در محلى كه هیچ موجودى در آن نمى تواند تغذیه نماید - به سر برد. و به عنوان نتیجه باید دانست كه قطعه ى مزبور پس از مدتى ضعیف شده و به تدریج

از بین خواهد رفت، ولى یك نوع وجدان شفاف و مخصوص (مثل وجدان مدیوم ها)، مى تواند گاهگاهى به آن جان تازه بدهد.

ممكن است قطعه ى حافظه ى مزبور عملا وجود داشته باشد و ابدی و دائمى هم نباشد، اما شخص علاقه مند بتواند به كمك قوه ى تخیل خود آنها را در خاطر خود زنده كند.

به طور خلاصه حقیقت آن است كه حافظه ى ما - یعنى عاملى كه طى زندگى مان  افراد بشر را از یكدیگر جدا مى سازد - احتمالا مى تواند چند هفته یا چند سال پس از

 مرگمان نیز به فعالیت خودش ادامه دهد  و بنابر این مى توان فهمید كه چرا ارواح  ادعائى عموما فرار و وحشت زده و گریزپا  هستند:

علت این امر آنست كه وجودشان معلول رشد و نمو  فوق العاده حافظه - كه فطرتا  موجودى فرار است - مى باشد و به همین دلیل هم ارواح مزبورقادر نیستند درباره ى

منشا و مبدا خود توضیحى بدهند. علت اینكه به اصطلاح ارواح احظار شده به كمترین حوادث زندگى ابراز علاقه مى كنند، همیشه مانند اشخاص خواب آلود خرف و منگ هستند ، لا ابالی و سربهوا جلوه مى كنند ، جاهل و ابله به نظر مى رسند و هزاران بدبختى دیگر( از قبیل آنچه كه اشاره كردیم )

دارند ، همان نبروى شدید و فوق العاده ى ایشان است كه از منبع خود جدا شده اند و تا زمان فناى مطلق سرگردان خواهند بود.

( مى توان "تكه حافظه ى سیال" را چنانكه مولف مى گوید به قطعه اى از كشتى  غرق شده اى كه از بدنه ى آن جدا شده و تا زمان فرو رفتن كامل در آب مدتى روى

امواج سرگردان است تشبیه كرد.اما به هر حال ،قطعه ى مزبور، در آب -یعنى در  محلى كه از نظر ما حكم نیستى و فنا را دارد - فرو مى رود.) "

" مترلینگ" البته تلقین را هم در بحث احظار روح بسیار موثر مى داند.  

3 -"راسل" در مقاله اى مىنویسد:

"تمام آنچه كه شخصى را تشكیل مى دهد یك رشته تجارب مربوط به حافظه بوده و مشابهاتى دیگر از این نوع است كه ما آنها را عادت نام نهادهایم.

بنابر این ،اگر بگوییم شخصی بعد از مرگ جاودان مىماند،بایستی باور داشته باشیم كه خاطرات و عاداتى كه شخص را تشكیل مى دهندادامه داشته و در فرصت هاى

جدیدى ارائه خواهند شد. كسى نمى تواند ثابت كند این امر اتفاق نخواهد افتاد.ولى بهتر است گفته شود احتمال آن بسیار كم است. همینطور كه رودخانه با بسترش مربوط است،خاطرات و عادات با ساختمان مغزى ما ارتباطدارند. آب رودخانه پیوسته در تغییر است ولى مسیر،همان مسیر قبلى است.(بستر ثابت است)و این خصوصیت حافظه و عادات مغزى است. لیكن ساختمان مغزى به هنگام مرگاز بین مى رود و لذا حافظه هم از بین خواهد رفت. دلیلى وجود ندارد كه فكر كنیم رودخانه اى اصرار داشته باشد پیوسته به یك حالت باقى بماند، بخصوص بعد از آنكه زلزله به جاى آن كوهى را به وجود آورده باشد"

4- نتیجه گیرى

به اعتقاد نگارنده، انسان محصول تكامل طبیعى است،و پاره اى از طبیعت است و همانند دیگر جا نوران و موجودات فقط یكبار زندگى مىكند و باید از این فرصت حداكثر استفاده را ببرد.

ولى دین گرایان زیباییهاى نقد این دنیا را با خوشى هاى نسیه و واهى آن دنیا معاوضه مى كنند

و توقع دارند دیگران نیز مانند آنها برخورد كنند.


www.purevolume.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:25 ق.ظ
Thanks on your marvelous posting! I certainly enjoyed reading it, you could be
a great author. I will make certain to bookmark your
blog and may come back later in life. I want to encourage that you continue your great job, have a nice afternoon!
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:21 ب.ظ
Hello there, just became alert to your blog through Google, and found that it is really informative.
I am gonna watch out for brussels. I will appreciate if you continue this in future.
Numerous people will be benefited from your writing.
Cheers!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 02:56 ق.ظ
This excellent website definitely has all of the information I needed concerning
this subject and didn't know who to ask.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر